۷۱٪ از سایتهای ساختهشده روی این پلتفرم، صفحهی اولشان ظرف ۴۸ ساعت پس از انتشار توسط گوگل ایندکس میشود. میانگین امتیاز عملکرد Lighthouse در یک نمونهی تصادفی از چند صد ساخت زنده، روی ۹۴ میایستد. میانهی زمان از «انتشار» تا اولین نمایش ارگانیک در Search Console شش روز است. و سایتهایی که با دوازده صفحه یا بیشتر راهاندازی شدند، تقریباً سه برابر سریعتر از سایتهایی که فقط با یک صفحهی اصلی راهاندازی شدند و بعداً برای افزودن صفحات برگشتند، بهطور کامل خزش شدند.
سه عدد اول چیزهایی هستند که مردم دربارهشان میپرسند، و از آن نوع «خوب» کسلکننده و قابلانتظار هستند — HTML تمیز، تگهای متا منطقی، بدون زبالهی مسدودکنندهی رندر، پس Googlebot بهراحتی کارش را میکند و Lighthouse چیزی برای شکایت ندارد. ماشینها در تولید صفحات از نظر ساختاری درست، خوب هستند. کسی تعجب نمیکند که خروجی خودکار از میانهی تمهای دستینوشتهی وردپرس در یک بررسی فنی بهتر باشد.
عدد تعداد صفحه همان چیزی است که ما را وادار کرد دوباره برویم و کوئری را بررسی کنیم، چون این بر خلاف توصیهای است که اغلب اول به سازندگان تازهکار میشود: چیز کوچکی بفرستید، زندهاش کنید، بعد تکرار کنید. این توصیه برای حفظ انگیزه خوب است. برای سرعت ایندکسشدن بد است، و دلیلش بودجهی خزش است — مفهومی که اکثر افرادی که سایت اولشان را میسازند هیچوقت نشنیدهاند و واقعاً نیازی هم به شنیدنش ندارند، تا لحظهای که سایتشان دو هفته ایندکسنشده میماند و نمیفهمند چرا.
بودجهی خزش واقعاً برای یک سایت جدید چه معنایی دارد
Googlebot هر صفحه از هر سایتی را در هر بازدید خزش نمیکند. دامنههای جدید بهخصوص سهمیهی متوسطی میگیرند — چند درخواست، پخششده در طول چند روز، تا زمانی که بات اعتماد کافی به سایت پیدا کند که توجه بیشتری به آن صرف کند. راهاندازی با یک صفحه به خزنده دقیقاً یک چیز برای نگاهکردن میدهد، یک مجموعه لینک داخلی (معمولاً هیچکدام)، و هیچ سیگنالی دربارهی چیز دیگری که وجود دارد. برمیگردد، همان یک صفحه را میبیند، و دلیل قویای ندارد که دفعهی بعد زودتر برگردد.
راهاندازی با دوازده صفحه شیء کاملاً متفاوتی است. از روز اول یک گراف لینک داخلی دارد:
- لینکهای منوی ناوبری
- لینکهای فوتر
- شاید یک صفحهی فهرست بلاگ که به سه پست اشاره میکند
- چند صفحهی دستهبندی که به یکدیگر اشاره میکنند
Googlebot هنگام خزش صفحهی اول، صفحهی دوم را کشف میکند، آن را در صف قرار میدهد، و اغلب چند صفحه را در همان بازدید واحد دریافت میکند بهجای یک صفحه در هر بازدید پخششده در طول یک هفته. سایت رفتاری دارد که گویی پیش از وجود حتی یک بکلینک، شتاب دارد، چون این شتاب ساختاری است، نه کسبشده.
این همچنین دلیل این است که الگوی «بعداً صفحه اضافه کن» نامحسوستر از ظاهرش بد است. هر بار که یک سایت کممحتوا صفحهی جدیدی اضافه میکند، از خزنده میخواهد تغییری را در دامنهای متوجه شود که از قبل آن را کماولویت تشخیص داده. این حلقهای کندتر نسبت به این است که از ابتدا به خزنده دلیلی برای اولویتدادن به دامنه بدهید. ما دیدهایم سایتهایی که از سه صفحه به پانزده صفحه در طول یک ماه رسیدهاند، اما فرکانس خزششان تقریباً هیچ تغییری نکرده، در مقابل یک راهاندازی پانزدهصفحهای از روز اول که ظرف یک هفته کاملاً ایندکس میشود.
جایی که این واقعاً در سازنده خودش را نشان میدهد
این بخشی از دلیلی است که مرحلهی برنامهریزی برای هر چیزی که قرار است در جستجو پیدا شود، به سوی چند صفحهی واقعی فشار میآورد — نه صفحات پرکننده، بلکه صفحات واقعی با محتوای واقعی:
- یک صفحهی دربارهی ما
- چند صفحهی ویژگی یا کاربرد
- یک یا دو پست بلاگ شروعی، اگر نوع سایت نیاز به آن داشته باشد
یک صفحهی فرود بدون مقصدی پشتش، نسخهی کوچکتر یک سایت واقعی نیست، بلکه برای خزنده یک دستهی متفاوت و بدتر از چیز است. برنامهای که پیش از شروع ساخت آن را تایید میکنید، همان جایی است که این موضوع مشخص میشود، و ارزش دارد اگر هدفتان ترافیک ارگانیک است، در برابر برنامهای که فقط یک صفحه به شما میدهد، مخالفت کنید — برای جزئیات سازوکار آن به خواندن برنامه و تغییر آن مراجعه کنید.
هیچکدام از اینها جایگزین بخشهایی نمیشود که صرفنظر از تعداد صفحاتی که با آن راهاندازی میکنید، زمان بیشتری میبرند — بکلینکها، اعتبار موضوعی، تاریخچهی محتوای بیستصفحهای که واقعاً گوگل را متقاعد میکند که ارزش دارید بالاتر از یک رقیب تثبیتشده رتبه بگیرید. یک سایت با دوازده صفحهی خوشساخت و صفر لینک خارجی در هفتهی دوم نمیتواند یک دامنهی هشتساله را برای یک عبارت رقابتی شکست دهد. چیزی که اثر تعداد صفحه برای شما میخرد، بخش زیرساختی کسلکننده است: کشفشدن، خزششدن، ایندکسشدن، تا محتوایی که بعداً منتشر میکنید جایی برای فرود داشته باشد بهجای اینکه یک ماه نامرئی بماند تا خزنده کمکم بفهمد وجود دارید.
امتیازهای فنی دیگر پیششرط اولیهاند — هر سازندهی جدی، هوش مصنوعی یا نه، میتواند امتیاز Lighthouse بالای ۹۰ بگیرد اگر کسی زحمت بررسیاش را بکشد. چیزی که واقعاً ارزش بهینهسازی دارد، و چیزی که تقریباً هیچکس به آن فکر نمیکند تا وقتی که دو هفته برایش هزینه بدهد، این است که به خزنده دلیلی برای بیش از یک بار سر زدن بدهید.



