یک سینی مرمرسازی سومیناگاشی که تا لمسش نکنید هیچ اتفاقی نمیافتد. حلقهای جوهر روی آب ساکن بیندازید و هر حلقه قبلی با بقای واقعی مساحت به بیرون رانده میشود، بنابراین باندها به جای محو شدن، درون هم قرار میگیرند. آنها را بادبزنی کنید، با شانه بکشید، سپس اثر را بردارید.
پروازی از تراسهای برنج در سپیدهدم که در آن خودِ محیط ماشین است، نه صرفاً منظره: یک چشمه در بالای تپه، پنج حوضچه پلکانی، و دریچههایی که باید پیاده تا آنها بروید و بلندشان کنید. آب حفظ میشود و حوضچهای که بیش از لبهاش پر شود، آبش از روی خاکریز از دست میرود، پس پر کردن همه آنها یک معمای توالی است.
کارگاه یک بافنده دستی در سپیدهدم، و ماشینی که با آن کار میکنید نه فقط تماشایش میکنید: رکاب را فشار دهید تا تار به شِد تقسیم شود، ماکو را از شکاف عبور دهید، پود را بکوبید تا جا بیفتد. هر پودی که میکوبید خطی در پارچه است، و فاصلهاش نشان میدهد ریتم را چقدر خوب حفظ کردهاید.
سپیدهدم یک کوککننده در تالار کنسرتی خالی، جایی که معما چیزی است که میشنوید: سیمی را بزنید تا در برابر مرجعی چند سنت خارجکوک صدا کند، آن دو با هم میطپند، و شما گوشی را میچرخانید تا ضربان آرام گیرد. این طپش تداخل واقعی میان دو نُتِ نمونهبرداریشده پیانو است — چیزی لرزش را شبیهسازی نمیکند.
یک قایق رودخانهای در غروب و فعلی که این آزمایشگاه هرگز نساخته بود: چیدن. بار را از اسکله سنگی بردارید و روی نقطهای از عرشه بگذارید - و قایق پاسخ میدهد، چون پاسخ حساب و کتاب است. عمق آبخور برابر است با کل جرم تقسیم بر مساحت خط آب، پس هر سبدی که سوار میکنید قایق را به میزانی قابل محاسبه پایین میبرد؛ باری که خارج از خط مرکزی گذاشته شود گشتاور ایجاد میکند، و قایق به اندازه زاویهای که در برابر سختی بازگرداننده آب میسازد کج میشود. خط آب روی بدنه قایق کل ابزار سنجش است - نه نواری کشیده روی صحنه، بلکه جایی که رودخانه واقعاً به قایق میرسد. بارش را سنگین کنید و بدون حاشیه پایین میآید؛ وزن را روی نرده کج کنید و بار میخزد، سپس از کنار میافتد، و اگر غلتش از خزیدن پیشی بگیرد، رودخانه به داخل میآید. چنگ، کلارینت و کوتو در گام دی میکسولیدین روی صدای ضبطشده رودخانه.
صخرهای آهکی کنار دریا و فعلی که این آزمایشگاه هرگز نساخته بود: رسیدن. دست یا پا را به سمت یک دستگیره بکشید و سینماتیک معکوس دوستخوانی آن را دقیقاً همانجا میگذارد - شانه و آرنج با مثلثات حل میشوند. قدرت گرفتن با هر کشش مصرف میشود، با گیرههای باریک سریعتر از دستگیرههای بزرگ تخلیه میشود و وقتی وزنتان روی پاهاست کندترین است، درست همان چیزی که صخرهنوردی واقعی میآموزد؛ استراحت کنید تا آن را بازیابید، محافظ را در شکافی بکارید تا سقوط به تاب تبدیل شود نه به زمین، و پیش از آنکه ساعدهایتان تسلیم شوند به قله برسید. ویولنسل، کورآنگله و پیتزیکاتوی سازهای زهی در گام اف لیدین روی صدای ضبطشده اقیانوس و بادی که با ارتفاعتان بالا میرود.
حیاط رنگرزی روستایی که در آن رنگ شیمیای است که میتوانید در موردش اشتباه کنید: پارچه سفید را در نیل، روناس یا اسپرک خیس کنید و آن را TIREتر از نمونه رنگ سفارش بیرون بکشید، چون پارچه هنگام خشک شدن روشنتر میشود. برای رسیدن به سبز و آلویی روی خمرهها همرنگآمیزی کنید - مدل رنگ ضربشونده انتقال نور است، پس رنگها مثل رنگرزی واقعی مخلوط میشوند - قدرت خمرهها را خرج کنید، و پیش از تمام شدن نُه طاقه، پنج سفارش را کامل کنید. هر فعل کلیکی روی دنیاست: سبد، خمره، بند رخت، تخته، چاه. گیتار نایلونی، ویولا، نی چوپانی، ماریمبا و زیلوفونی که پلکانی نگه داشته شده، آواز کار در گام جی دوریان را روی هوای دره و خمرههای در حال جوشیدن حمل میکنند.
بالنی که نمیتوان آن را هدایت کرد: برای بالا رفتن بسوزانید، برای پایین آمدن تخلیه کنید، و روی سه لایه باد سوار شوید که هرکدام به سمتی میوزند - لایههای ابر راندهشونده خودِ نقشه باد هستند. نشانگرهای وزندار را روی صلیبهای گچی بیندازید (آنها با رانش بهارثرسیده شما سقوط میکنند) و پیش از تمام شدن پروپان روی چمن جشنواره فرود بیایید؛ تأخیر حرارتی هر صعود را به یک تعهد تبدیل میکند. سرود سحرگاهی هورن فرانسوی، چنگ، توبا، سلستا و پیکولو - هر صدا سازی نمونهبرداریشده.
ارهکوبی تپهای کنار جویباری تندرو، و اثبات آزمایشگاه برای پایه محیط: زمینی اندازهگیریشده بر حسب تکسل در متر، هزاران نمونه چمن در مشهای تکهبندیشده، برخوردگیر روی هر جسم جامد، و آسمانی با اشکال واقعی ابر روی رشتهکوههای صفبسته.
غروبی پاییزی در درهای دیوارکشیشده — هرگز خودتان به گوسفندان دست نمیزنید، فقط سگ را میفرستید، و گله به خاطر حضور او حرکت میکند. روی چراگاه کلیک کنید تا او را بفرستید، S را بزنید تا بنشیند تا شش میش در آغل جا بگیرند.
سپیدهدم روی مرغزاری مرتفع، و نور فقط برای حدود ده دقیقه مناسب است. سایت را طی کنید، پشت تئودولیت بایستید، و روی هر سنگ ایستاده، سنگ افتاده، چادر و هر دو گوشه ترانشه صلیب را بگذارید پیش از آنکه نور برود.
پاسگاه مرزی در ساعت سه بامداد. کلیدهای 1 تا 4 را بزنید تا فیلدهای یک مجوز را در برابر قوانین اعلامشده و دفتر باز بررسی کنید، سپس S را بزنید تا آن را تأیید کنید یا D را بزنید تا رد شود. اگر اشتباه کنید، هزینه دارد.
بهجای نواختن یک صدا، آن را بساز: هر دستهای که میکشی یک ردیف نمونهبرداریشدهی دیگر روی هر نت میافزاید. رجیستریشنی را که قطعه با کلمات نام میبرد پیدا کن — سنگینی، درخشندگی، اوج، برندگی.
پونیای نیمهوحشی که تو را میخواند: به سویش بشتاب تا فرار کند، بیحرکت بمان تا زیر نگاهش آرام بگیرد. پرواز مبتنی بر NavMesh در زمان اجرا، با پاهایی که روی محورهای برگرفته از مدل میچرخند.
مه همهچیز را پنهان میکند، پس کشتیها را با گوش میشناسی: یک بوق ممتد یعنی کشتی بخار، ممتد بهعلاوهی دو کوتاه یعنی یدککش، زنگ سریع یعنی کشتی لنگرانداخته. پیش از عبورش، آنچه شنیدی را ثبت کن.
میکس تصویری یک رگاتای زنده: چهار دوربین همزمان روی دیوار CRT، یکی را پیشنمایش کن، آن را روی آنتن ببر — و قطعه اندازه میگیرد که آیا آن هشتنفره واقعاً در نمایی بود که روی آن بودی.
یک پوستهی آتشبازی را با دست بستهبندی کن — ستارهها را بگذار، بارِ پرتاب را فشرده کن، بار انفجار را تنظیم کن — سپس مهارت خودت را در انفجار بخوان. میز کار مدلسازیشده با کد در بلندر، لولهها و هاون مسی؛ ذرات ستارهای URP.
در نور فانوس، در درهای کاجی و مهگرفته دنبال هشت شاخهی سرخس خشک بگرد - مه واقعاً آنها را پنهان میکند، و بالا بردن فانوس برای دیدن دورتر روغن را سریعتر میسوزاند.
درز نشیمنگاه را با دوخت زینی بدوز - هر بخیه را همزمان با حرکت نشانگر بگذار، کشش نخ را در طول نوار نگهدار، و فاصلهها را یکنواخت کن. هر سطح بافت واقعی از نمای نزدیک دارد.
چنگهای تغییری را روی پنج ناقوس برنزی برج بنواز - طناب را بکش و ناقوس نیمنوسان بعد صدا میدهد، پس باید از پیش تصمیم بگیری، و هر ردیف جایگشتی از ردیف قبل است.
یک محموله سفال را تا دمای موردنظر بپز - دم بزن، در را باز نگهدار، و حرارت را در بازهای باریک نگهدار تا لعاب از حالت مات به براقی عمیق برسد. اگر بیش از حد بپزی، لعاب متورم میشود.
تورهای ماهیگیری در حال خشک شدن روی قفسهی بندرگاه — و آزمایش آزمایشگاهی کامپوننت Unity Cloth، که معلوم میشود اینجا اصلاً شبیهسازی نمیکند، در مقایسه با یک تور دستیساز کنار آن.
یک حواصیل خاکستری که برای حمله عقب میکشد — و اولین SkinnedMeshRenderer ساختهشده با کد در آزمایشگاه، با گردنی اسکلتبندیشده در زمان اجرا در کنار زنجیرهی صلب قطعاتی که جایگزین میکند.
روی ضرب طبل بزن تا هیجان جمعیت جشنواره را زنده نگه داری، و SHIFT را نگه دار برای یک تزیین موجی که استقامت مصرف میکند و فقط با استراحت برمیگردد - دو شیر، یک طبلزن تایکو و هفت چراغ فانوس که با معیار شور جمعیت اوج میگیرند. زیر همهی اینها، اولین آزمایش آزمایشگاه از سیستم AnimationClip خود Unity قرار دارد، با یک کلیپ ساختهشده در زمان اجرا که سر یک شیر را هدایت میکند در کنار سر مشابهی که با دست ساخته شده بهعنوان کنترل.
دو خودروی رالی کنار هم مسابقه میدهند - یکی روی سیستم تعلیق WheelCollider، دیگری روی روش اثباتشدهی جسمصلب - تا ببینیم آیا فیزیک وسایل نقلیهی Unity در یک ساخت مبتنی بر کد کار میکند.
میز کار شبانهی یک ساعتساز بهعنوان یک آزمون هماهنگی: سه خروجی کیت از Blender - میز کار با ساعت رگولاتور باز، چرخدندههای برنجی جدا، ابزار و قفسه - زیر یک چراغ گرم، جایی که هر چرخدنده در حال چرخش است. یک ReflectionProbe در زمان اجرا با یک گروه کنترل منتشرشدهی برنج در برابر نمد آزمایش میشود؛ یک باگ در ثبت ترتیب بوت پیدا و رفع شد تا انعکاس بهطور پیشفرض زنده باشد.
یک دپوی آجری متروکه که تا نیمه در تپهی ماسهی صحرا هنگام غروب مدفون شده - نه دهانهی طاقدار، سقف خرپایی فروریخته و یک گودال گردان با ریلهایی که زیر ماسه پخش میشوند. ۱۷۰۰ تکه بالاست در دو draw call دستهبندیشده روی زمین میرقصند.
یک فوارهی سنگی سهطبقه که در آن هر پاشش واقعی است: ذرات آب با سطوح حوضچهی طراحیشده برخورد میکنند و یک زیر-تولیدکنندهی Collision دقیقاً در لحظهی برخورد پاشش ایجاد میکند. برای قطع پاشش، S را فشار دهید.
پنج متریال تسرا که بهصورت کدی تولید شدهاند - طلا، شیشه، لعاب، مرمر، سنگلوح - هر کدام به یک نور شانهای پاسخی متفاوت میدهند. کاشیهای گمشده را جایگذاری کنید.
یک سمور دریایی مدلسازیشده با کد را سر جلو، میان جنگل جلبک شنا دهید - ستون فقرات و دم در حال موج زدن، چهار پنجه در حال پاروزنی - با بودجهی نفس شیرجه بزنید و روی سطح آب صدف حلزون بشکنید.
یک قایق باریک را از میان یک دروازهی سنگی فعال عبور دهید - دروازهها باز و بسته میشوند، محفظه پر از آب میشود، قایق بالا میآید - و آن را در اسکلهی روستا پهلو بگیرید.
رابط کاربری همان بازی است: یک عدسی چشمی زنده با RenderTexture یک دنیای ستارهای پنهان را پن میکند - پوستهای با ۶۵۰ ستاره، سیارهای حلقهدار، دنبالهداری فیروزهای، سحابی قرمز - در حالی که تلسکوپ شکستی واقعی ساختهشده در Blender همزمان روی پایهاش میچرخد. هر هدف را در نشانهگر مرکز کنید، بررسی را ثبت کنید، و ردیابی دید زنده را زیر چراغ نمودار قرمز تماشا کنید که در نوسان است. پدهای فضایی و ضربههای ثبتشدهی سلستا - هر صدا یک ساز نمونهبرداریشده است.
اتاق زیر شیروانی چراغانیشدهی یک ویولنساز: خرک، سیمها و گوشیهای یک ویولن نیمهکاره را نصب کنید - هر قطعه یک گرهی مدل جداشدنی واقعی است که سر جای خود ظاهر میشود - سپس آرشه بکشید و ویولنهای واکسخورده و گیتار روی دیوار هرکدام از جای خودشان در میدان استریو بهآرامی پاسخ میدهند. یک نمونهی ویولن با ارتفاعهای مختلف تمام صدای اوست. سکوت گیتار نایلونی و ذرات نور شناور چراغ - هر صدا یک ساز نمونهبرداریشده است.
باد نوازنده است: پنج لولهی زنگ آویزان از لبهی بام هرکدام یک نمونهی زنگ لولهای را با کوک شده به نُت خودشان از طریق صدای فضایی سهبعدی خود مینوازند، بادهای شدید آنها را در میدان استریو مینوازند، و توفان عبارتهای سهنتی آرام زمزمه میکند تا شما با کوک کردن دوبارهی لولهها و نواختن پاسخ دهید. پنج پاسخ و توفان میگذرد. سیمهای ترمولو و بستر فضایی، رعد تیمپانی با تأخیر فاصلهای - هر صدا یک ساز نمونهبرداریشده است.
یک بازی جیبی کامل: خرچنگ مرجانی را در یک خلیج در ساعت طلایی به اینسو و آنسو ببرید تا شش مروارید جمع کند، پیش از آنکه جزر و مد زنده - یک سطح آب متحرک با موج که با کف و نوارهای ماسهی خیس در امتداد خط آب به سمت خشکی میسُرد - ساحل را بگیرد. اگر خیلی عمیق بروید، امواج شما را متلاطم به عقب میرانند. حلقهی ساحلی گیتار نایلونی، ماریمبا و کالیمبا - هر صدا یک ساز نمونهبرداریشده است.
آسمان، میدان بازی است: سه نوار پردهی شفق قطبی زنده روی یک اردوگاه در دریاچهی یخزده تاب میخورند و نفس میکشند - آنها را با رنگ فراخواندهشده کوک کنید تا موجی در طول نوار غلت بزند، که در ستونهای نور روی یخ منعکس میشود؛ پنج فراخوانی پاسخدادهشده رقص بزرگ سهرنگ را باز میکند. کلبهی گرم، اخگرهای شناور، دود دودکش، برف در حال باریدن؛ حلقهی شببیداری ویبرافون و چنگ - هر صدا یک ساز نمونهبرداریشده است.
یک پنجرهی شیشهی رنگی سربی را لعابکاری کنید: شیشههای خالی را انتخاب کنید، بین پنج رنگ شیشه بچرخید تا با طرح تطبیق دهید، و آفتاب کمرنگ از میان آن میدرخشد و برکههای رنگی روی زمین کارگاه شکوفا میشوند. هر شیشه از فقط دو نوع متریال با seed مشخص که در زمان اجرا شبیهسازی شدهاند مشتق میشود؛ حلقهی سکوت ویبرافون و چنگ - هر صدا یک ساز نمونهبرداریشده است.
دوربین همان بازی است: لنز بلند یک عکاس حیات وحش را روی یک برکه در سپیدهدم طلایی پن، زوم و فوکوس کنید، منتظر لحظهی مناسب گوزن Blender بمانید - چریدن، نوشیدن، سر بالا و هوشیار - و پولارویدهای render-texture را روی نوار فیلم بگیرید. عمق میدان بوکهی واقعی، مه شناور و پرتوهای خورشید از میان درختان توس؛ حلقهی سپیدهدم چنگ و فلوت - هر صدا یک ساز نمونهبرداریشده است.
یک بازی باگاتل قدیمی سالنی بهعنوان یک آزمون فیزیک زنده: پیستون SpringJoint، فلیپرهای موتوردار HingeJoint، سپرهای برنجی با ضربهی ثابت و یک توپ فولادی تأییدشده با CCD به همراه یک نگهبان تونلزنی - هر اندازهگیری هنگام بازی در کنسول ثبت میشود. این آزمون درسهای واقعی موتور را ثبت کرد که سازندهی مستأجر اکنون به ارث برده است. گیتار نایلونی نمونهبرداریشده، گلوکناشپیل و تیمپانی.
یک آدمبرفی داستانی که زنده شده: او را در یک فضای باز غروب پاستلی با پرشهای فشرده-کشیده و فرودهای پُرِ برفی بجهانید، شالش در حال تکان خوردن و سرش رو به جهت حرکتش - یا کلاه پاپیونیاش را کج کنید، بازوی چوبیاش را تکان دهید و از شادی بچرخانید. برف در حال باریدن، کاجهای پوشیده از برف و یک فانوس گرم؛ حلقهی غروب پیانوی الکتریکی و سازهای زهی - هر صدا یک ساز نمونهبرداریشده است.
بارش شهاب روی چمنزاری مهتابی: یک کودک با شال در حال پرواز را با گامبرداری واقعی بدوانید، حلقهی فرود اعلامشدهی هر رگهی طلایی را دنبال کنید و تور پروانه را بچرخانید تا هفت ستارهی در حال سقوط را پیش از پر شدن سنجهی سپیدهدم بگیرید. ستارههای ازدسترفته جایی که میافتند میدرخشند و محو میشوند؛ عدلهای یونجه و دیوار تختهسنگی واقعاً مانع شما میشوند. حلقهی شب ویبرافون و چنگ - هر صدا یک ساز نمونهبرداریشده است.
ژیمناستها را روی یک مدل واقعی آونگ تاب دهید: ژیمناست ریگشده در بلندر را در پایین قوس حرکت هل دهید، در بالاترین نقطه رها کنید تا وارد یک چرخش جمعشده شود که مومنتوم تاب را با خود میبرد، و روی تشک فرود بیایید تا با کارتهای داوری امتیاز بگیرید - یا زمین بخورید، با یک راهرفتن واقعی برگردید و دوباره سوار شوید. والس پیانو، رهاسازی هارپ، فرودهای تایکو - هر صدا یک ساز نمونهبرداریشده.
یک کابینت قدیمی نسخهی زندهی یک بازی آجرشکن را روی صفحهی رندر-تکسچر خودش اجرا میکند: سکه بیندازید و دموی جذب کنترل را به شما میدهد - جویاستیک با سر توپی قرمز با فرمان شما کج میشود و دکمهها فشرده میشوند. دیوار رنگینکمانی را با فانفار سلستا پاک کنید در حالی که چراغهای ریسهای و نور لامپ فضای گرگومیش آبی پاتوق را گرم میکنند. آهنگ جذب موزیکباکس، صدای شکستن آجرها با زیلوفون - هر صدا یک ساز نمونهبرداریشده.
به پنج مشتری در پیشخوان یک نانوایی در بامدادی طلایی سرویس دهید: سفارشها به صورت شیرینیهای کوچک بالای ویترین شیشهای منحنی شناورند و شما کروسانها، تارتها و نانهای مطابق را از سینیها برمیدارید - صندوق برنجی با چرخاندن دسته و باز شدن کشو صدا میدهد. شش شخصیت شیرینی حجاریشده، پرتوهای خورشید و گرد و غبار آرد، همگی سازهای نمونهبرداریشده.
روی یک موزیکباکس واقعی آهنگ بسازید: کارت هشتمرحلهای را سنجاق کنید و استوانهی برنجی سنجاقها را از میان یک شانهی فولادی درجهبندیشده عبور میدهد - هر صدای برخورد یک نُت واقعی نمونهبرداریشده از موزیکباکس است. آهنگ سازنده را بهصورت شبحواری اجرا کنید، سنجاق به سنجاق تطبیق دهید و کارگاه زیر نور چراغ سبز بانکی با سلستا جشن میگیرد.
یک گربهی زنجبیلی را در گرگومیش پاییزی در کوچهای سنگفرششده از شهر قدیمی راه ببرید: خانههای چوبی درخشان، حوضچههای گرم نور چراغ، برگهای ریزان و دود دودکش زیر آسمانی ترکیبی از رنگهای گرگومیش. شش برگ طلایی جمع کنید - و هر دیوار واقعاً شما را پس میزند. هارپ و کلارینت نمونهبرداریشده روی صدای جیرجیرکها و باد.
یک یدککش قرمز کوچک را در گرگومیش با حسی واقعی از قایقرانی هدایت کنید - جلو فرمان را پیش میبرد، بدنه کج میشود و ملخ هنگام دنده عقب بهوضوح چرخش خود را معکوس میکند. پنج بویهی فانوسی را در بندر شیشهای روشن کنید، از آبسنگی که ضربه میزند اما هرگز به دام نمیاندازد دوری کنید، همه با گیتار و هارمونیکای نمونهبرداریشده روی صدای واقعی امواج اقیانوس.
چهار ریگ دوربین زنده در یک کارناوال شبانه گردش میکنند: یک بوم مداری، سواری زینی روی اسب چرخوفلک، صعود گوندولای چرخوفلک و پن تریپاد با لنز بلند و تأخیر واقعی دنبالکردن - همه روی سواریهایی که از مکانیک واقعی پیروی میکنند، گوندولاهایی که عمودی نسبت به جهان از چرخ در حال چرخش آویزانند، همه با والس آکاردئون نمونهبرداریشده.
یک ربات حلبی کوکی را در یک اتاق کودک شبانه با نور چراغ هدایت کنید: راهرفتن سفت روی پیوتهای ریگ glb، کلید برنجی که با باز شدن فنر میچرخد، صدای قدمهای چوبی، شش مکعب الفبا برای جمعکردن روی لالایی موزیکباکس - و توپی راهراه که او را زمین میزند، هرچند او همیشه با کوک دوباره سرپا میشود.
پنج سفارش لعاب را در یک کارگاه سفالگری با نور فانوس تطبیق دهید: ضربات کالیمبای کوزه، چرخ چرخندهی نوارکشی، و کورهای که در آهنی آن روی میلهی لولای واقعی میچرخد. هر پرداختی رندرینگ واقعی است - سلادون براق، اکسبلاد، برنز فلزی، ترکخوردگی عاج رویهای - روی کوتو و صدای محیط آتش نمونهبرداریشده.
فیزیک واقعی خودِ ساز است: تیلههای شیشهای روی چهار سراشیبی زیگزاگی میغلتند، هر برخورد با تخته یک نُت سلستای نمونهبرداریشده و کوکشده به صدا درمیآورد، زنگ برنجی روی یک لولای واقعی هنگام برخورد میچرخد، و ظرف جمعآوری هر دور را میشمارد. تا سه تیله همزمان روی یک لایهی موزیکباکس مسابقه میدهند.
غاری از آبشار ساختهشده با جلوههای ویژهی موتور بازی: لایههای آب ریزان، مه شناور و یک پرتو نور از میان اسپری روی یک طاق سنگی خزهپوش و حوضچه، در حالی که یک فانوس پاگوداشکل درون بخار میدرخشد. صدای واقعی هجوم آب و کوتوی نمونهبرداریشده.
یک عروسک نخی با فیزیک واقعی زنده: نخهای واقعی از میلهی کنترل به یک عروسک مفصلدار میرسند که تحت نور صحنهی سرخ کمانه میکند، دست تکان میدهد و میرقصد - نخی را بکشید و کل سازوکار پاسخ میدهد. موسیقی پیتزیکاتو و هارپ نمونهبرداریشده اجرا را همراهی میکند.
یک اتاقک رادیوی شبانه: رادیوی قدیمی را در امتداد یک HUD صفحهی درخشان تنظیم کنید، هر ایستگاه را از میان اَستاتیک بگیرید، و چشم جادویی کهربایی هنگام قفلشدن شکوفا میشود. موسیقی ایستگاه و هر صدای عملیاتی، سازهای نمونهبرداریشده هستند.
میز کار یک ساعتساز پس از ساعات کاری: ساعتهای پاندولی و رومیزی زمان واقعی را در جهت عقربههای ساعت روی عقربههایی که از محور خود ساطع میشوند نشان میدهند، یک ذرهبین گردنقویی شیشهی واقعی را روی قطعهی کار خم میکند و نور گرم چراغ قفسهها را پر میکند. تیکتاک، زنگوله و ضربات ناقوس نمونهبرداریشده.
ماریمبا را تکرار کنید: یک بازی حافظه در کارگاه که چهار میلهی نمونهبرداریشده روشن میشوند و در توالیهای رو به رشد صدا میدهند - اشتباه کنید و توالی بازنشانی میشود، هشت دور را کامل کنید و چراغ میز کار شعلهور میشود. هر نُت یک صدای واقعی نمونهبرداریشده از ماریمبا است، هرگز سنتز.
یک راهآهن دندانهدار اسباببازی حلقهی کوهستانی را دور میزند: ریل ادغامشده با جهتگیری با نمایهی ارتفاعی واقعی، مفصلبندی قطار بر اساس طول کمان، سرعت هدایتشده با شیب، و چرخهایی که قابلاثبات با سرعت واقعی زمین میغلتند.
یک صحنهی تکبرداشتی ۵۵ ثانیهای قابل جستجو دور یک فانوس دریایی غروب: مسیر پرواز کاتمول-روم با اهداف نگاه اسپلاینشده، فاصلهی کانونی بهازای هر نقطهی مسیر، غلتش هدایتشده با انحنا، و پرتوی حجمی چرخان.
یک رابط فروشگاه کارآمد روی پیشخوان بلندر: کارتهای کالا با موجودی زنده، تایمرهای دمکردن و یک اقتصاد سکهی خودتجدیدشونده، برچسبهای شناور فروش سنجاقشده به بطریهای درخشان، و ترازوهای برنجی که با درآمد فروشگاه کج میشوند.
چهار روکش گلدان — سلادون براق، تراکوتای مات، جلای فلزی، خاک رس خام — در یک چرخه روز به شب طراحیشده بر پایه دو منحنی نوری اندازهگیریشده آزمایشگاه، با آتش کوره و فانوس چوبی بهعنوان عناصر واقعی شب.
چهل دومینوی حجمتراششده با فیزیک صلب در امتداد یک منحنی S فرو میریزند تا زنگی برنزی را به صدا درآورند — اثری خالصاً فیزیکمحور با دوربین دنبالکننده موج، تلهمتری تکروند شمارش سقوطها و بازنشانی تکرارپذیر.
جشنواره آتشبازی روی یک دریاچه: پوستههای چندمرحلهای ساختهشده با کد — گل صدپر، حلقه و بید — بالای یک کوشک ساختهشده در بلندر و اسکله فانوسآویز شکوفا میشوند، هر انفجار با نور محو شونده خودش.
ده روستایی گنوم نمدی در میدان روستای هنگام غروب با جهش-رژه، فشردهوکشیدهشدن، حالتهای زمانبندیشده و فانوسهای آونگی راه میروند — اثری از انیمیشن جمعیت که تماماً با یک منحنی نور شب اندازهگیریشده روشن شده است.
یک مینیگیم کامل روی استک شخصیت آزمایشگاه: پنج کوزه عسل درخشان را قبل از پایان روز از کندوها به گاری برسانید — منو، تایمر، برد/باخت، شروع دوباره، و هر دارایی بهصورت استریم از خروجیهای بلندر.
یک زنبوردار مفصلبندیشده بلندری با راهرفتن و دویدن هماهنگ با سرعت در یک چمنزار پرگل روشن: ریگ مبتنی بر پیوت-لوکیتور، سر ردیاب نگاه، زنبورهای در حال چرخش و جعبهکندوهای استریمشده از طریق glTFast.
یک هاورکرفت ساختهشده در بلندر با فیزیک لغزش واقعی روی یک لاگون یخچالی در غروب: فن مجرادار کنترلشده با گاز، سکان منحرفکننده، پاشش دامنه و موانع شناور یخ.
یک دره صحرایی قابلپیادهروی که کاملاً از یک مسیر آبراهه واحد استخراج شده: دیوارههای لایهلایه، طاق بلندری ذوبشده، هودوها و ساگوآروهای باندشده با فاصله ایمن، گردبادهای شنی، یک تامبلویدِ صلب و یک قدمزدن هدایتشده.
یک کنسول تشخیصی ساختهشده با کد که به یک صحنه واقعی متصل است: حلقههای اسکنر روی یک مکای بلندری پویش میکنند در حالی که نوارهای زیرسیستم رفع میشوند، برچسبهای اشارهگر لنگرهای بدنه را هنگام چرخش شما دنبال میکنند، و هر دکمه چیزی قابلمشاهده را تغییر میدهد.
یک مطالعه متریال که فقط با شعله روشن شده: مس چکشکاریشده بلندری مستقیماً از خروجی glTF، شیشه واقعاً شفاف با مایع درخشان از انواع شیدر بذردار، سرامیک لعابدار و بلوط زبر — برای روشنکردن مشعل ضربه بزنید و ببینید به جوش میآید.
سومین مینیگیم: یک منجنیق اسباببازی بلندری را بکشید، نشانه بگیرید و تختهسنگها را به سمت یک دژ از کیت قلعه با تخریب واقعی فیزیک صلب پرتاب کنید — سه دور فزاینده، بازسازیهای مرحلهای بین آنها، امتیاز و بهترین رکورد.
انسجام کیت بهصورت قابلبازی: چهار دارایی قلعه بلندری که چندبار نمونهسازی شده به ۲۲ قطعه، یک دژ کامل را در مراحل ضربهمحور بالا میبرند — بالارفتنهای بیشازحد، صداهای دمپایی گرد و غبار، فانفار و بنرهای موجدار در بالا.
یک خرگوش بلندری روی یک ماشینحالت انیمیشن واقعی: چرخههای پرش فشردهوکشیده با گوشهای تأخیردار وابسته به سرعت، حالتهای نوکزدن و نشستن-هشیارشدن، و یک جهش سهگانه جیغدار هنگام ضربه.
اولین سیستم آبوهوای آزمایشگاه: دو هزار رگه باران کشیدهشده، حلقههای در حال گسترش برکه روی جادهای شیشهمانند، مه در حال درنوردیدن و یک تیرچراغ گرم بلندری — برای تعویض بین باران شدید و نمنم ضربه بزنید.
آزمایشگاه به فضای داخلی میرود: راهرویی سنگی که فقط با نورهای نقطهای چشمکزن مشعل و بلوم روشن شده، با دروازهای آهنبندیشده بلندری که روی پیوتهای لنگهای باز میشود تا محفظه فیروزهای فراسو را نمایان کند.
اولین چهارپای آزمایشگاه: یک روباه glb بلندری با یک گام زنده جفت-قطری در گودالی از درختان غان یورتمه میرود — گرههای glTF با پیشوند نام که در لگنها بازپیوت شدهاند، نرخ گام از سرعت واقعی زمین، ضربه بزنید برای دویدن جیغدار.
آزمون موتور برای کل پشتهی مفصلها: یک گوی تخریب زنجیرشده با مفصل ساچمهای، پل طنابی با مفصل لولایی، چرخ بزرگ موتوردار و پلتفرمهای پرشی SpringJoint زنده — همراه با تلهمتری عددی که هر مکانیزم را اثبات میکند.
یک بازی کوچک کامل کارناوالی: دورهای ۴۰ ثانیهای زماندار برای واژگون کردن قوطیها با اهرام رو به تشدید، صدای پرتاب رویهای، ثبت امتیاز و رکورد، و قفسهی خرسهای جایزه — سه فایل glb ساختهشده در بلندر که از طریق glTFast پخش میشوند.
یک هواپیمای دریایی مدلسازیشده در بلندر که هشتهای اریب را بر فراز خلیج فیروزهای صبحگاهی میپیماید — گرههای پروانه با محور تعریفشدهی دوباره که با سرعت میچرخند، غلت بشکهای با لمس، ابرهای در حال حرکت و درخشش خورشید روی آب.
یک معبد جنگلی در گرگومیش، ساختهشده از چهار فایل glb بلندر — دروازه، ناقوس برنزی قابل نواختن، کلبهی طبقهای، فانوسهای سنگی درخشان — همراه با کرمهای شبتاب، مه زمینی، درخشش نوری و صدای ناقوسی که در کد و نمونهبهنمونه سنتز شده است.
یک غرفهی واژگون کردن کارناوالی در غروب: توپهای چوبی را به سمت هرمی از قوطیهای حلبی مدلسازیشده در بلندر با فیزیک واقعی جسم صلب پرتاب کنید — چراغهای رشتهای درخشان، بوکهی نمایشگاهی، شمارندهی واژگونشدهها و بازچیدن فوری.
چهار رفتار دوربین با موضوع: دوربین دنبالکننده با کشش هنگام انسداد (تلهمتری زنده)، دالی ریلی چرخشی، تعقیب از پشت شانه و دید از بالا — که روی پنگوئن اردکواری در مسیر طاقهای یخی میچرخند، همراه با لرزش صفحه در صورت نیاز.
یک بازی کامل از کل خط تولید: ربات کوکی مدلسازیشده در بلندر را در یک زمینبازی روی میز اسباببازی برانید، شش ستاره جمع کنید پیش از آنکه فنر تمام شود، و برای کوک دوباره چرخدنده بردارید. منو، برد/باخت، شروع دوباره، کانفتی — همه با کد ساخته شدهاند.
یک ربات حلبی مدلسازیشده با کد در بلندر که در موتور بازی جان میگیرد: قطعات نامگذاریشده در فایل glb روی محورهای مفصل محاسبهشدهی جدید والدگذاری شدهاند و بهصورت رویهای روی میز اسباببازی رژه میروند، با گام هماهنگ با سرعت واقعی و کلیدی که همیشه در حال چرخش است. آزمون تغییر محور گرههای glb و انیمیشن رویهای مبتنی بر سرعت.
یک مجموعهی بازار سهفایلیِ glb بلندر — غرفه، فانوسهای درخشان، جعبههای محصولات — که در یک صحنهی شبانهی زندهی یونیتی پخش میشوند: نور فانوس در حال نوسان، هالههای درخشش نوری، سنگفرشهایی که از نور چراغ به آبی شب محو میشوند. آزمون بارگذاری چند glb و ساخت نمونههای تکراری از یک وارد کردن واحد.
یک پنگوئن مدلسازیشده با کد در بلندر که از طریق glTF در یک ساحل یخی سپیدهدم زنده پخش میشود — برف در حال بارش، تختهیخها و یک جهش شاد با فرود لهشونده با لمس. آزمون خط تولید ادغامشده روی یک شخصیت آلی محوری با جزئیات پر رویهای.
یک یدککش مدلسازیشده با کد در بلندر که از طریق glTF در یک بندرگاه زندهی طلاییرنگ پخش میشود — بدنهای در حال تاب خوردن، اسکلهی چوبی، بخار در حال خروج از دودکش. آزمون خط تولید ادغامشدهی مفهوم تا موتور روی یک وسیلهی نقلیهی سطحسخت محوری.
کل خط تولید در یک قطعه: یک هشتپا که با AI طراحی مفهوم شده، در بلندر با کد ساخته شده و بهصورت glTF صادر و در زمان اجرا بهطور زنده توسط موتور بارگذاری میشود، روی یک سکوی گردان با نورپردازی منطبق با مفهوم. آزمون پخش glTFast، نمونهسازی در زمان اجرا و زمانبندی خط تولید.
یک رابط uGUI کاملاً ساختهشده با کد روی یک نبرد خودکار در میدان پهپادها — نوارهای زندهی سلامتی و انرژی، مینینقشهی RenderTexture، بنر هدف، اعداد آسیب شناور و یک دکمهی توانایی کارآمد. آزمون زیرمجموعهی امن uGUI، اتصال EventSystem و تصویربرداری جهان به صفحه.
یک فضای باز آتشگاه در شب — آتش افزایشی، جرقههای قابل شعلهور شدن، دود آلفای در حال حرکت، کرمهای شبتاب مبتنی بر نویز، نور آتش لرزان و درخشش HDR از یک حجم پسپردازش ساختهشده در زمان اجرا. آزمون ذرات پیکربندیشده با کد و پسپردازش URP.
یک نمایشگر شبانه بازآفرینیشده از یک نقاشی مفهومی AI — طیفهای صافی سرامیک و فولاد، تابلوهای نئون لرزان روی دیواری میخدار، شفافیت واقعی شیشه، بافتهای پیکسلی زمان اجرا و یک کلید تغییر حالت روز-شب زنده. آزمون طیفهای PBR، تابش نور، شفافیت و کالیبراسیون نورپردازی.
شش اجراکننده، شش چرخهی کاملاً رویهای — راه رفتن، دویدن، پریدن، ضربهی شمشیر، حرکت موج دست و جهش لجنی لهشونده و کشیدهشونده. بدون کیفریم یا کلیپ؛ هر حالت در هر فریم روی یک سلسلهمراتب مفصل ساختهشده با کد محاسبه میشود. آزمون انیمیشن رویهای و قرارگیری اسکلت.
یک فضای باز قابل قدم زدن ساختهشده از اشکال اولیه — سایبانهای لایهای، درختان کاج، برکهای با حاشیهی سنگی، قارچها و گلهای وحشی زیر سایههای نرم و مه عمق. آزمون ترکیب محیط، مرز حلقهی درختی قابل مشاهده، قدم زدن با کشیدن لمسی و دوربین دنبالکنندهی آگاه از انسداد.
سه شبح ماشین مسابقهای — اسپیدستر، ماسل، باگی — با چراغهای تابشی در یک پیست شبانه. اسپیدستر را برانید: ملایمسازی گاز، فرمان مقیاسشده با سرعت، غلت بدنه و برخورد دقیق جعبهای.
یک ریگ شخصیت مفصلبندیشده با چرخه راهرفتن کاملاً رویهای، تنفس در حالت آمادهباش، نگاهگردانی سر و شالی واکنشپذیر به حرکت — او را روی صحنهای سنگی در نور غروب که با دیواره لبه واقعی محصور شده، راه ببرید.
یک بازی فیزیکمحور جمعآوری اشیا — توپ را بغلتانید و هر ۱۲ جواهر را جمع کنید. مومنتوم جسم صلب، سایههای نرم بلادرنگ، مه عمق و یک HUD زنده. اثری که خط لوله بدون رابط کاربری Unity را سرتاسر اثبات کرد.
هیچ پروژهای در این دسته وجود ندارد. دسته دیگری را انتخاب کنید.
عاملهای هوش مصنوعی پروژه Unity را مینویسند
عاملهای هوش مصنوعی گیمپلی C# را مینویسند و از ابزارهای ساخت Unity برای تبدیل پروژه به بازی قابلبازی استفاده میکنند. بدون شبیهسازی روی canvas، بدون تقلید از موتور بازی: عاملها پروژههای کامل C# مینویسند — فیزیک، دوربینها، رندرینگ URP، رابط کاربری — و پلتفرم آنها را بهصورت بدون رابط کاربری به WebGL کامپایل میکند. چیزی که در مرورگر شما اجرا میشود همان موتوری است که استودیوهای حرفهای عرضه میکنند.
$ unity -batchmode -buildTarget WebGL ✓ کامپایل · اسمبلیها سالم ✓ خط لوله URP · رنگ خطی ✓ Build/webgl.wasm — بوت تأییدشده توسط موتور ✓ صفحهکلید دسکتاپ + لمس موبایل · قابلبازی
کانسپت → Blender → موتور
هر قطعه با یک نقاشی کیآرتِ هوش مصنوعی آغاز میشود که عناصر نامدارش به یک قرارداد بدل میشوند: اسِتهای قهرمان در Blender هدلس بازسازی میشوند — مدلسازی، تکسچر، بیک — و در صحنهٔ موتور قرار میگیرند. هر دور ممیزی، بیلد را با شیتهای کانسپت خودش میسنجد.
پارتیتور با سازهای نمونهبرداریشدههورن، هارپ، توبا، سلستا — بدون اسیلاتور
بازی کامل، نه دموی فنی
هر قطعه تا شرط برد قابل بازی است، هم با کیبورد دسکتاپ و هم با لمس موبایل — وسایل نقلیه با فیزیک صادقانه، شخصیتهایی که واقعاً راه میروند، رابطهایی که واکنش نشان میدهند. گالری همهٔ خانوادهها را در بر میگیرد: فیزیک، وسایل نقلیه، انیمیشن، متریال، صدا، دوربین، مینیگیم.
یک قطعه تنها پس از پلیتروهای تأییدشده روی دسکتاپ و موبایل منتشر میشود — اسکرینشاتها با شیتهای کانسپت سنجیده میشوند و گیتهای بستهشدن بر حس و خوانایی نظارت میکنند. هر نقصی که اینجا پیدا شود به راهنمای گیمساز BuildMidas بدل میشود تا ساختههای مشتریان این مهارت را به ارث ببرند.
همسویی با مفهوممقایسه پهلوبهپهلو با هنر کلیدی خودش
✓
درس ثبتشدهراهنمای سازنده در همان مرحله بهروزرسانی شد
یک قطعه چطور ساخته میشود
01
پک کانسپت
کیآرت هوش مصنوعی + سیاههٔ عناصر — قراردادی که تولید باید برآورده کند.
02
بلاکاوت
اول با احجام خاکستری بازی میشود — حس، پیش از صرف حتی یک دقیقه در Blender.
03
اسِتهای Blender
اسِتهای قهرمان بهصورت هدلس مدل، تکسچر و بیک میشوند.
04
Unity C# + WebGL
یک پروژهٔ کامل موتور، هدلس به مرورگر کامپایل میشود.
05
راستیآزمایی تا پاکی کامل
پلیترو + همترازی کانسپت تا وقتی یک دور هیچ ایرادی نیابد.
پرسشها و پاسخها
این واقعاً موتور Unity است؟
بله — ادیتور واقعی Unity 6 روی پلتفرم هدلس اجرا میشود و هر قطعه را به WebGL کامپایل میکند. همان wasm که در مرورگر شما بوت میشود، همان رانتایم موتوری است که استودیوها منتشر میکنند.
مدلها و صداها از کجا میآیند؟
از هیچ منبع بیرونی. اسِتها را ایجنتها در Blender هدلس مدل میکنند؛ صدا روی استکِ سازهای سمپلشدهٔ پلتفرم اجرا میشود. هیچ مدل، تکسچر یا کلیپ دانلودی در کار نیست.
روی گوشی هم اجرا میشود؟
هر قطعه با کنترل کیبورد برای دسکتاپ و کنترل لمسی برای موبایل منتشر میشود و هر دو، پیش از ورود قطعه به گالری، بخشی از پلیتروی تأییدشدهاند.
میتوانم خودم یکی بسازم؟
بله — گیمساز هوش مصنوعی همین پایپلاین را برای ساختههای مشتریان اجرا میکند و هر درسی که این آزمایشگاه میآموزد بهصورت راهنما به آن میرسد.
چرا اولین بارگذاری در مرورگر ممکن است طول بکشد؟
یک اثر Unity WebGL پیش از شروع بازی، یک زمان اجرای موتور و داراییهای آن را بارگذاری میکند. زمان بارگذاری اولیه بسته به اثر، اتصال و دستگاه متفاوت است؛ اجازه دهید کامل شود پیش از قضاوت درباره پاسخگویی درونبازی.
کجا میتوانم بفهمم یک اثر Unity چه چیزی را نشان میدهد؟
«جزئیات پروژه» را برای شرح اثر و اطلاعات تولیدی موجود باز کنید، سپس از «بازی» برای امتحان تعامل استفاده کنید. شرح گالری، مکانیک یا قابلیت خط لولهای که مورد بررسی است را مشخص میکند.
برای یک بازی فیزیکمحور چه چیزی باید مشخص کنم؟
عمل اصلی بازیکن، اشیایی که تحت تأثیر قرار میگیرند و قانونی که موفقیت را تعیین میکند را شرح دهید. دوربین، دستگاه هدف و کنترلها را نیز اضافه کنید تا بریف هم تعامل و هم ظاهر را پوشش دهد.
بازی خودت را روی یک موتور واقعی بساز
توصیفش کن. گیمساز کانسپتها را میکشد، اسِتها را مدل میکند، C# مینویسد و نتیجه را راستیآزمایی میکند.